X
تبلیغات
امپراطوران آنلاین

چوب
درموردصنایع چوب 

مقدمه تاریخی

معرق در معنای کلام «اصولاً هر چیز رگه دار را گویند » ولی مفهوم آن در این نوع بخصوص هنر، ایجاد نقش ها و طرح های زیبایی است که از دوربری و تلفیق چوب های رنگی روی زمینه ای از چوب یا پلی استر سیاه شکل می گیرد

 

از آن دوران تا به امروز، این هنر، چونان گذشته رونق نداشته است و تنها عده ی کمی از هنرمندان در زنده نگهداشتن آن کوشا بوده اند.

وجه تشابه کاشی کاری معرق با معرق کاری روی چوب در شیوه ی عمل است که در هر دو ،  نقش ها از ترکیب قطعات رنگی جنس مورد نظر شکل می گیرد.

یکی از نمونه های قدیمی موجود آمیزه ی این دو هنر، دری قدیمی و بزرگ، متعلق به عصر قاجاریه است که در ضلع شمال غربی محوطه وزارت آموزش و پرورش فعلی قرار دارد. ارتفاع این ساختمان در حدود چهار و نیم متر و عرض آن سه متر است و سردری نیم دایره در بالای آن قرار گرفته است. هر طرف این در به سه قسمت مربع شکل تقسیم شده است:

مربع بالایی آن شیشه و دو مربع پایینی  چوب برجسته و مسطحی است که نقشهای اسلیمی معرق کاری شده در این قسمت جای گرفته است.

سابقه ی معرق کاری و آموزش آن در اداره کل هنرهای سنتی به سال 1309 ه . ش برمی گردد. در آن سال به پایمردی استاد حسین طاهرزاده بهزاد ، گروهی از هنرمندان نام آور هنرهای سنتی از سراسر کشور در تهران گرد هم آمده و مدرسه صنایع مستظرفه را بنیاد گذاشتند. این مؤسسه از دیرباز تا به امروز با عنوان های گوناگونی مانند: مدرسه صنایع قدیمه و هنرستان هنرهای ملی، اداره هنرهای ملی و مدتی نیز به عنوان یکی از واحدهای اداره کل آفرینش هنری و ادبی در وزارت فرهنگ و هنر سابق، در تعالی و تکامل هنرهای سنتی سهم بسزایی داشته است. این اداره کل در سال 1346 به اداره ی کارگاه های هنری تغییر نام داد و سرانجام در سال 1357 به عنوان یکی از واحدهای دفتر پژوهش و آفرینش به حیات خود ادامه داد . پس از پیروزی انقلاب، اداره ی مذکور به اداره ی کارگاه های هنری تغییر نام یافت و فعالیت های خود را در اداره ی کل هنرهای سنتی دنبال کرد. تا این زمان هنرجویان آن را منحصراً افراد علاقه مندی تشکیل می دادند که  طی فراگیری به استخدام رسمی درمی آمدند.

از سال 1360 به استناد موافقتنامه معاونت فرهنگی وقت، واحد آموزش مستقلی برای تعلیم هنرهای سنتی آغاز به کارکرد و سرانجام در سال 1362 تأسیس رسمی اداره آموزش این اداره کل، برای عموم مشتاقان به فراگیری هنرهای سنتی، سرآغاز نوینی بر تداوم این هنرها شد و در کنارآن کارگاه منبت و معرق به سرپرستی استاد سید کمال میرطیبی همچنان به فعالیت های هنری خود ادامه داد.

در طی سالیان، معرق همپای حرکت زمان پیشرفت کرد و تحولات و نوآوری های مختلفی در آن پدیدار شد. برای آشنایی با مسیر حرکت این هنر، باید به اولین کارگاه منبت و معرق اشاره کرد که در سال 1310 تحت سرپرستی استاد احمد امامی، تأسیس شد باید اشاره کرد و همچنین از اساتید متقدمی چون پرویز زابلی، عباس شهمیرزادی ، علی و خلیل امامی ، و احمد رعنا یاد کرد. ابتدا اهم فعالیت آن کارگاه، منبت کاری بود و به تدریج در کنار آن هنر معرق نیز پای گرفت.

این هنر در آغاز برای تزئین سطح میز، بوفه، در و تکیه گاه صندلی به کار برده می شد، و تنها نقش های اسلیمی یا گره یا پنج رنگ محدود چوب های آبنوس، فوفل ، گلابی، سنجد و توت مورد استفاده قرار می گرفت و گاه برای تنوع، از برش های خاتم برای اشباع نقش ها استفاده می کردند. رنگ خاتم ها به همان پنج رنگ فوق الذکر محدود بود و به خاتم چوبی شهرت داشت.

در آن ایام، شیوه معرق کاری در مقایسه با روش امروزی بسیار متفاوت بود و بیشتر به روش معرق هندی اجرا می شد. بدین طریق که هنرمندان ابتدا به وسیله  کارد مخصوص منبت، محل قرار گرفتن نقش ها را روی شیء مورد نظر مطابق طرح می کندند و سپس نقش ها را از چوب های رنگی به وسیله ی مته ای که اختصاص به تعمیر چینی داشت و سوهان های مخصوص و ارّه ای به نام چکی، دوربُری می کردند و در محل مقرر قرار می دادند.

نخستین تاریخی که در مورد اشباع نقش های کنده شده به وسیله چوب های رنگی موجود است تابلویی مربوط به سال 1313 با نقش دوسوار کار است که به وسیله احمد رعنا ساخته شده و متعاقب آن تابلوی دیگری مربوط به سال 1314 با نقش یک زن است که توسط عباس شهمیرزادی اجرا شده است. هم اکنون دو تابلوی مذکور در نمایشگاه اداره کل هنرهای سنتی نگهداری می شوند.

عباس شهمیرزادی هنگام اجرای تابلوی بعدی خود ، به جای کندن سطح چوب به فکر ایجاد زمینه در اطراف نقش ها افتاد و از کنار هم قرار دادن قطعات چوب زمینه ای در اطراف نقش ها به وجود آورد. این تابلو، با مقطع بیضی، نشانگر نقش دو زن بود .

نخستین نمونه های موجود این روش، دو تابلوی مربوط به سالهای 1317 و 1319 است که نقش پیکار دو سوار با یک شیر را نشان می دهد. این تابلوها مربوط به امتحان کلاس معرق «علی و خلیل امامی» است و هم اکنون در موزه هنرهای ملی نگهداری می شوند.

به دنبال این دگرگونی ها، در سال 1316 احمد رعنا با اثر ابداعی خود به نام شکارگاه، معرق را از حالت مسطح خارج کرد و به صورت نیم برجسته مطرح نمود که همین شیوه تا امروز با نام منبت معرق متداول است. زمینه ی فکری این نوآوری از نقش های منبت کاری شده ی درهای کاخ مرمر شکل گرفت.

تا سال 1334 اجرای معرق با همان پنج رنگ محدود، متداول بود تا این که محمد طاهر امامی که در پی تنوع رنگ بیشتری در معرق بود ، در اندیشه ی به کارگیری مواد شیمیایی رنگی شد و جهت آزمون، نقش هایی روی یک راکت تنیس روی میز با استفاده از مواد یاد شده به وجود آورد. بدین منوال در پی شناسایی گوناگونی ِ رنگ، انواع چوب های صنعتی شناخته شد. ( این پی گیری همچنان ادامه دارد. )

در سال 1335، تعدادی پاراوان و بوفه ی معرق کاری شده از طرف دولت چین به دولت ایران اهدا شد که هنگام حمل، تعدادی از آنها خسارت دید! مرمت بعضی از آنها با زمینه سیاه به محمد غفوری محول شد . وی با تهیه ماده سیاهی ترکیب یافته از جوهر نیکروزین، پارافین و لاک الکل، قسمت های آسیب دیده را ترمیم کرد. لازم به توضیح است که تا قبل از شناخته شدن جوهر نیکروزین برای سیاه کردن زمینه اشیای چوبی، صفحات موسیقی را می کوبیدند و سپس در الکل حل کرده و مقداری پارافین به آن اضافه می کردند و ماده سیاه به دست آمده را به وسیله پنبه بر روی شیء مورد نظر منتقل می کردند.

این گونه آزمون های پیاپی موجب پیدایش اندیشه نوینی در هنر معرق شد و بدین سان در سال های 36 یا 37 یک پاراوان کوچک با نقش گل و مرغ  توسط عزیزالله ویزایی با زمینه سیاه که به شیوه ی  معرق های چینی بود ساخته شد و بدین ترتیب این سبک معرق در میان انواع آن جای گرفت.

در ادامه این تحولات در سال 1344 محمد طاهر امامی تابلویی با عنوان مرغ و آشیانه به وجود آورد که مرغ تماماً از جنس صدف تهیه شده و کاملاً برجسته است و تنها به وسیله یکی از بالهایش به زمینه ی تابلو متصل شده است. وی با اجرای این تابلو به معرق تمام برجسته دست یافت.

در میان آثار معرق روی چوب که تاکنون به وجود آمده ، «معرق خاتم»  چنانکه از نامش برمی آید، ترکیبی از دو هنر بیان شده است که مقام ویژه ی خود را از دیر باز حفظ کرده است. از بدو پیدایش کارگاه منبت و معرق، نوع ساده ی  معرق خاتم در میان شمسه ی نقش های گره با همان پنج رنگ طبیعی محدود اولیه به کار گرفته می شد.   

در سال 1337 در کارگاه خاتم سازی ، میز تحریری با نقش سیمرغ و اژدها، به سرپرستی شادروان علی نعمت تهیه شد و برای نقش های مذکور از برش های خاتم با رنگهای متنوع استفاده کردند که همه به شیوه ی معرق، دُوربری و جاسازی شده بود. این تجربه ، انگیزه ی خلق تابلویی با طرح یک طوطی از خاتم های رنگی شد که در سال 1342 توسط عزیزالله ویزایی، خارج از محیط کارگاه ها به مرحله اجرا در آمد و در سال 1349 اکبر سریری نخستین هنرمندی بود که از این شیوه جهت ایجاد نقش یک پرنده بر روی تابلو استفاده کرد و بدین ترتیب این سبک معرق با نام «معرق خاتم» متداول شد.

در ادامه این دگرگونی ها در سال 1349 تابلویی به سبک امپرسیونیسم از طبیعت یک روستا که توسط رضا شهابی  (یکی از شاگردان کمال الملک) نقاشی شده بود، به وسیله ی محمد طاهر امامی با رعایت اصول سبک یاد شده به صورت معرق ساخته شد.

از آن پس تا به امروز، شاهد تحولاتی چند در هنر معرق بوده ایم که  این تحولات عبارتند از :

نمایش بُعد از طریق فضاسازی ، که تحولی در ترکیب بندی های سطح گذاشته است.(تابلو بزم درویشان).

استفاده از فلزات و سنگ (تابلو گلدان گل و زنان عشایر)

نمایش نقش در دو سطح  (دو پلانه)

نشان دادن عمق با استفاده از پلی استر (تابلو عقاب)

سوخت معرق، کمال هنر ایرانی

در صدر اسلام برای حفظ آیات قرآن که روی پوست یا کاغذ نوشته می‌شد آن را بین 2 تخته چوب نگهداری می‌کردند

در آن زمان اعرابی که قومیت ایرانی داشتند برای تزئین جلد کتاب‌های قرآن، هنری به نام سوخت معرق را پدید آوردند. در حقیقت هنر سوخت معرق یک هنر اسلامی- ایرانی است.چرا که در آن بیش از 10 هنر شامل طراحی، نقاشی، معرق‌کاری، برجسته کاری روی پوست، تذهیب، تشعیر، خوشنویسی، طلاکاری و صحافی استفاده می‌شود.

هنر سوخت معرق از دوره تیموریان به این شکل رایج شد در حالی که تا قبل از آن تنها از اشکال هندسی در هنر سوخت استفاده می‌شد. اما در زمان تیموریان با احداث فرهنگستانی در هرات به دست بایسنقر میرزا استفاده از مینیاتور و هنرهای دیگر در هنر سوخت معمول شد. آغاز سوخت معرق به شکل جدید از آن فرهنگستان بود به گونه‌ای که هنر نگارگری ایران در دوره‌ای از زمان به دلیل آثار تولیدی این فرهنگستان به مکتب هرات ( مکتب بایسنقری) معروف شده است.

هنر سوخت معرق از دوره تیموریان به این شکل رایج شد در حالی که تا قبل از آن تنها از اشکال هندسی در هنر سوخت استفاده می‌شد. اما در زمان تیموریان با احداث فرهنگستانی در هرات به دست بایسنقر میرزا استفاده از مینیاتور و هنرهای دیگر در هنر سوخت معمول شد.

 این هنر در دوره صفویه به‌دلیل انتقال پایتختی از هرات به اصفهان منتقل می‌شود و این زمانی است که هنر سوخت معرق به اوج می‌رسد. سپس از اصفهان به خاندان گورکانی در هند و عثمانی در قسطنطنیه منتقل می‌شود.

تا قبل از زمان تیموریان بیشتر از اشکال هندسی برای کار سوخت استفاده می‌شد اما به دلیل ذوق هنرمندان ایرانی در دوره صفویه هنر تشعیر، تذهیب و نگارگری هم در سوخت معرق به کار گرفته می‌شود. تا این زمان تنها برای جلدهای قرآن و به ندرت کتاب‌های در باب حکمت و عرفان از هنر سوخت معرق استفاده می‌شود این روند ادامه داشت تا حدود سال 1300 هـ.ش در این دوره تحول بسیار بزرگی در هنر سوخت معرق پدید آمد این تحول شگرف به وسیله مرحوم استاد میر محمد معلم خوشنویس و مرحوم استاد آقا تقی کرباسی بنیان‌گذاری شد و از این پس هنر سوخت برای تهیه تابلو نیز استفاده شد.

به‌دلیل سختی و مشقت کار سوخت و زمان بر بودن هنر سوخت تعداد هنرمندان سوخت کار محدود بوده است. به طوری که تنها از شاگردان مرحوم استاد میرمحمد معلم خوشنویس می‌توان به استاد حسین و علی خوشنویس زاده و از شاگردان آقاتقی کرباسی مرحوم استاد حسین ختایی و مرحوم خانم عفت ختایی را نام برد.

در آن زمان اعرابی که قومیت ایرانی داشتند برای تزئین جلد کتاب‌های قرآن، هنری به نام سوخت معرق را پدید آوردند. در حقیقت هنر سوخت معرق یک هنر اسلامی- ایرانی است.چرا که در آن بیش از 10 هنر شامل طراحی، نقاشی، معرق‌کاری، برجسته کاری روی پوست، تذهیب، تشعیر، خوشنویسی، طلاکاری و صحافی استفاده می‌شود.

استاد علی خوشنویس‌زاده تنها بازمانده هنرمند نسل سومی سوخت معرق است که این هنر را نزد پدر فراگرفته است. هنرمندی که در نوجوانی از محضر اساتیدی چون حسین بهزاد، محمد تجویدی، حسین زرین خط، نقاشی و خوشنویسی را فرا گرفت.

علی خوشنویس‌زاده در راستای اجرای اهداف و وظایف اسلامی و ملی در مورد احیا و معرفی این هنر اصیل و ارزشمند تاکنون اقدامات فراوانی کرده است. آنچنانکه وی قصد دارد با تالیف کتابی با عنوان پیدایش و سیر تحول و تکامل هنر سوخت معرق که شامل بخش‌هایی با عنوان مقدمه، اجرای هنر سوخت معرق، شرح احوال آثار و معرفی اساتید و هنرمندان طی ادوار مختلف،شرح آثار مجموعه شخصی و فصلی با عنوان هنر طلاکوب، نقره‌کوب، رنگسازی، کاغذسازی، زرافشانی قطعات و مرقعات و هنر متن و حاشیه است. زمینه معرفی این هنر را برای هنرمندان جوان فراهم کند.

خوشنویس‌زاده می‌گوید: با صنعتی شدن زندگی روزمره هنرهای این گونه در حال نابودی است و لازم است تا مسئولان در جهت حمایت از هنرمندان تلاش وهمت بیشتری کنند. یکی از اقدامات مناسب سازمان میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری استان در راستای حفظ این هنر اسلامی ایرانی برگزاری 2 دوره کلاس آموزشی برای آموزش هنر سوخت معرق به علاقمندان و هنرجویان این هنر است.

هنر سوخت معرق یکی از گرانمایه‌ترین هنرهای ایرانی است چرا که ترکیبی از مجموع زیباترین هنرهاست و به همین دلیل در قدیم سوخت را کمال هنر می‌دانستند.استاد علی خوشنویس‌زاده می‌گوید: هنر سوخت معرق، کار دشواری است و حداقل اگر 2 نفر از 10 هنرجویی شرکت کننده موفق شوند این دوره را با موفقیت بگذرانند. جای امیدواری است هر چند هنرجویان با پشت کار فراوانی فعالیت می‌کنند و امیدوارم تعداد بیشتری بتواند در این رشته باقی بماند.

هنر سوخت معرق یکی از گرانمایه‌ترین هنرهای ایرانی است چرا که ترکیبی از مجموع زیباترین هنرهاست و به همین دلیل در قدیم سوخت را کمال هنر می‌دانستند.

رعنا کلباسی یکی از هنرجویان دوره آموزشی سوخت معرق می‌گوید: برای تهیه ابزار کار خیلی پیگیری کردیم در نهایت مجبور شدیم برای ساخت ابزار به سراغ یکی از آهنگران قدیمی در یکی از روستاهای چهارمحال رفتیم.

وی می‌گوید: هنر سوخت معرق در خانواده ما موروثی بود اما با اختلاف یک نسل این هنر در خانواده فراموش شد، بسیار پیگیر بودم حتی برای یادگیری این هنر سوخت 2 سال را به آموزش هنرهای دیگری چون تذهیب، تشعیر و نگارگری پرداختم.

رسول گندمی یکی دیگر از هنرجویانی است که از شهرستان سقز برای یادگیری هنر سوخت معرق به اصفهان می‌آید. او می‌گوید: گمان می‌کردم که دیگر هیچ هنرمندی در زمینه سوخت معرق فعالیت نمی‌کند اما طی یک سفر به اصفهان متوجه شدم که استاد خوشنویس زاده به‌عنوان آخرین بازمانده هنر سوخت معرق همچنان در این زمینه فعالیت می‌کند.

پس مصمم شدم هر هفته بیش از هزار کیلومتر راه را طی کرده و در محضر استاد حاضر شوم. گندمی می‌گوید: متأسفانه اصفهان یک دیکشنری بزرگ در زمینه هنرهای سنتی است که هم هنرجویان و هم اساتید از آن غافل شده‌اند.

]

چگونگی ساخت تابلو معرق (تئوری )

شیوه کار معرق سازان بدین شکل است که ابتدا طرح مورد نظرشان را که معمولا" اقتباسی از خطوط اسلیمی و ختایی یا مینیاتورهای ایرانی و دیگر طرح های اصیل و سنتی ایرانی و اسلامی و یا طرح های مدرن است (( رئال ، سورئال ، کوبیسم و ... )) بر روی کاغذ نازک ( کالک ) ترسیم یا تصویر برداری ( کپی ) می کنند و سپس آن را با چسب چوب بر روی یک قطعه تخته سه لایی می چسباند پس از آنکه طرح کاملا" صاف و بدون چروک بر روی صفحه چسبیده شد به وسیله کمان اره از راه خطوط بریده و به چند قطعه تقسیم می کنند سپس آن را به وسیله میخ های ریز 2/1 بر روی صفحه اصلی تابلو ( زیر کار ) محکم می کنیم صفحه اصلی کار که اصطلاحا" زیر کار نامیده می شود از تخته چند لایی با قطر حداقل 5 میلیمتر تا حداکثر 16 میلیمتر است که اطراف آن به وسیله زهوار قید یا کلاف که معمولا" ابزار خورده است اطراف زهواره را به وسیله دستگاه فرز و تیغچه های مختلف با نقش دلخواه شیار می دهند به جهت استحکام و نیز زیبایی تابلو محصور می شود .

صفحه تخته سه لایی را که طرح معرق بر روی آن چسبانده شده است اصطلاحا" زمینه می گویند و طرح بریده شده را قالب ، شابون یا مدل می نامند .

معرق کار سپس رنگ های مورد استفاده در طرح را مشخص می کند ( رنگ بندی ) و از میان چوب های خود رنگ موجود چوب مورد نطر را انتخاب کرده پس از بریدن کلیه خطوط طرح هنگامی که زمینه کار به صورت تابلویی (( جای نقش ها در آن خالی است )) در آمد برای تکمیل کار مدل را ( طرح ) به وسیله چسب چوب یا چسب دورو بر روی چوبی که نسبت به رنگ انتخاب شده که باید در تابلو داشته باشد چسبانده و مجددا" به اندازه قد و قواره مدل یا شابلون یک بار دیگر بریده می شود و چوب بریده را که معرق می نامند به جای قالب قرار می دهند .

برای چسباندن معرق بر روی متن (زیر کار) باید چسب چوب به صوت نقطه ای بر زیر آن مالیده شود . شایان ذکر است در کار برش معرق اصیل که مورد نظر ما است ، فراد راست دست بایستی از سمت چپ قالب برش دهند و کسانی که چپ دست هستند باید از سمت راست مدل برش بدهند به واسطه اینکه در حین بریدن هنرجو باید تیغ اره و حرکت آن قالب را ببیند و اگر در جهت چپ به چپ و راست به راست حرکت کند دید معرق کار و برش معرق میسر نخواهد شد .

شایان ذکر است که معرق کاری دو اصل ریشه و زیربنای کار می باشد :

1-    عمود بریدن

۲- صاف و بدن لرزش و روی خطوط برش دادن

گاهی برای تنوع بخشیدن به کار و زیباسازی آن از قطعات عاج ، استخوان ، صدف ، فلز و خاتم کمک می گیرند . در یک تابلو معرق اصیل رنگ ها تماما" باید طبیعی باشد و به هیچ وجه نباید از مواد رنگی اعم از گیاهی یا شیمیایی استفاده به عمل آید ، آخرین مرحله ساخت یک اثر معرق پلی استر کاری زیر و روی کار باشد که طی آن چندین مرحله از رنگ زیر تا رنگ رو و عمل سایش و در نهایت پرداخت ((پولیش )) شده و در معرض دید قرار می گیرد .

از معرق علاوه بر ساخت تابلوهای دیوار کوب ، برای تزئین روی میز ، پشتی صندلی رحل جعبه قرآن ، پاراون ، جعبه های قاشق و چنگال ، شکلات خوری ، سرویسهای چوبی ، منبر ، درب های مقابر ائمه اطهار و مساجد نیز استفاده شده و می شود . این هنر ارزنده هم اینک بیشتر در پایتخت کشورمان رواج دارد و دستاندر کاران آن با بهره گیری از تجریبات گذشتگان و مهارت های شخصی محصولات بسیار متنوعی با قابلیت های بالای هنری و مصرفی تولید می کنند .

 

چوب معرق کاری

 

چوب گردو، عناب، نارنج، سنجد، فوفل ، ارش و زبان گنجشک از جمله چوبهای خود رنگ می باشند که هنرمند معرق کار بسته به طرح مورد نظر و سلیقه آنها را انتخاب می کند و به کار می برد.
.


 

 

 

ابزار کار معرق روی چوب و کاربرد آن

1-  اره دست

همان اره معمولی با دسته چوبی است که تیغه های متفاوت دارد و برای بریدن قطعه های بزرگ چوبی به کار می رود.

2-  اره چوب بُر

تیغه ای است باریک به طول 13 سانتی متر که دنده های آن به صورت زوج با فواصل کم قرار گرفته است. این تیغه بر سر " کمان اره " متصل می شود و معمولاً برای بریدن فلز به کار می رود. ولی در معرق، شماره های دو صفر، یک و دو آن برای بریدن صدف و عاج و شبه عاج استفاده می شود.

3- ارّه فلز

تیغه ای است باریک به طول 13 سانتی متر که دنده های آن به صورت فرد  با فواصل کم قرار گرفته است. این تیغه بر سر " کمان اره" متصل می شود و برای بریدن چوب به کار می رود. شماره های دو صفر و یک آن در معرق استفاده می شود.

4- پرس برقی

دستگاهی است برقی، شامل چهار ستون آهنی که سه صفحه متحرک مستطیل شکل از چهار زاویه، به ستون ها متصل شده است و در قسمت بالای این چهار ستون حجم مکعب مستطیل آهنی قرار دارد که موتور و دستگاه گرم کننده در این قسمت جای گرفته است و با روشن کردن آن در ضمن حرکت صفحات، گرما به وسیله ی سیمی که به هر یک از صفحه های مستطیل شکل متصل شده است انتقال می یابد.

حرکت صفحه های یاد شده از طریق چهارستون آهنی است که به عنوان اهرم برقی کار می کند و از طریق پایین به بالاست و در انتهای کار به مکعب فلزی دستگاه می رسد. در این حالت تمام صفحه های  به هم متصل شده و شیء مورد نظر که میان آنها قرار دارد، تحت فشار و گرما قرار می گیرد. این دستگاه در سه اندازه " کوچک، متوسط و بزرگ " وجود دارد و میزان گرمای مورد نیاز برای برش دادن اشیاء معرق کاری شده 150 درجه سانتیگراد است .

5- پرس دستی (پیچ دستی)

وسیله ای است فلزی، شامل خط کشی قطور به طول 25 الی 50 سانتی متر که در قطعه ی فلز به صورت افقی، یکی ثابت در انتهای خط کش و دیگری که اهرم نامیده می شود در بالای آن به صورت متحرک ، قرار گرفته است.

پیچی که یک دسته چوبی دارد در ابتدای اهرم متحرک نصب شده است. این وسیله برای ثابت نگهداشتن اشیاء و تحت فشار قرار دادن (پرس کردن) قطعه های کوچک معرق شده به کار می رود.

6- پیشکار

قطعه چوب مستطیل شکلی است به طول 20 سانتی متر و عرض 10 سانتی متر که یک طرف عرض بر لبه میز نصب می شود و در میان طرف دیگر، شیاری به طول تقریبی 4 سانتی متر و عرض 1 سانتی متر وجود دارد که در میان تخته به هم متصل می شود . این تخته به صورت معلق به لبه میز متصل شده و از آن برای خرد کردن و دور بُری نقش های چوبی استفاده می گردد./

7- تیزک

قطعه فلز نوک تیزی است که قابلیت انعطاف بسیار دارد و برای برداشتن نقش های چوبی بریده شده از درون قالب خود، استفاده می شود.

8- چکش

همان چکش معمولی است که مورد استفاده عموم است و برای کوبیدن میخ به کار می رود. در معرق نوع 100 گرمی آن استفاده می شود.

9- سوهان تخت

سوهانی است به طول 45 سانتی متر که 35 سانتی متر آن به پهنای 5/3 سانتی متر از دو طرف مضرّس است و یک سانتی متر باقی مانده در انتها باریک می شود، در موقع کار به عنوان دستگیره مورد استفاده قرار می گیرد.

 10 - سوهان چوب ساب

تیغه ای فلزی به طول 30 سانتی متر که دسته ای پلاستیکی به آن متصل است. این وسیله برای صیقل دادن سطح شیء معرق شده ای به کار می رود که در آن صدف یا عاج وجود نداشته باشد.

11- کمان اره

وسیله ای است فلزی و منحنی، به شکل نعل اسب، که دسته ای چوبی به یک سر آزاد آن متصل است و تیغه هایی با شماره های متفاوت به وسیله دو پیچ خروسک به دو سر کمان اره متصل می شود.

اگر قوس منحنی کمان اره کوچکتر از اندازه شیء باشد، می توان دو میله هر قطر کمان اره به وسیله پیچ خروسک به دو سر آن اضافه کرد. این عمل باعث بلندتر شدن طول کمان اره شده و به راحتی می توان آن را در اطراف شیء حرکت داد.

هنگام به کار بردن این وسیله حتماً باید دقت کرد که کمان آن به حالت افقی و با فاصله 1 تا 2 سانتی متر تا کتف قرار بگیرد و تیغه آن با تخته پیشکار زاویه ای 90 درجه تشکیل بدهد.

12  رنده ی دستی

شامل صفحه ای مستطیل شکل است که عرض های آن با قوس منحنی به طرف خارج متمایل شده است. در قسمت زیرین، این صفحه با فاصله 5/6 سانتی متر از یک طرف لبه ی قوس دار شکافی به طول 5 سانتی متر و عرض نیم سانتی متر وجود دارد که محل قرار گرفتن تیغه ی رنده است.

در دو عرض این صفحه در قسمت روی آن دو دسته چوبی کوچک به دو شکل متفاوت نصب شده که یکی از آنها کروی شکل است و بر روی پایه ای به طول 6 سانتی متر قرار گرفته و دیگری ترکیب چکمه ای را به طول 11 سانتی متر دارد که به صورت معکوس در جای خود نصب شده است.

در میان این صفحه ابتدا تیغه رنده به طول 5/15 و عرض 6 سانتی متر و سپس تیغه کمک رنده به طول 5/13 سانتی متر با همان عرض قرار گرفته است و به وسیله یک صفحه فلزی براق به نام گیره تیغه، به روی سطح از یک قطعه چدنی سیاه، که به عنوان پایه محسوب می شود نصب شده است و در زیر پایه ی چدنی پیچی قرار دارد که به وسیله شل و سفت کردن آن فنر تیغه آزاد شده و می توان آن را به طرف بالا و پایین حرکت داد.

لازم به یادآوری است که در بالای پایه چدنی یک اهرم فلزی باریک به طول شش سانتی متر قرار دارد که با حرکت آن به طرف راست یا چپ تیغه به همان سمت کمی پایین تر از طرف دیگر قرار می گیرد.

از این رنده برای صاف کردن سطوح ناهمواره استفاده می شود.

13  - سنگ نفت

قطعه سنگ سیاه رنگی است که در میان قالبی از چوب جای گرفته است و برای تیز کردن تیزک از آن استفاده می شود.

این سنگ دارای دو سطح دندانه دار زبر و نرم است که ابتدا نوک تیزک را به وسیله دندانه های درشت تراش داده و سپس با دندانه های ریز صیقل می دهند . سنگ نفت را همیشه در مقداری از نفت نگهداری می کنند تا مقداری از چربی نفت در آن نفوذ کند و فقط به هنگام استفاده آن را از نفت خارج می سازند.

14 - گازانبر

وسیله ای است فلزی شامل دو دسته و دو لبه ی قوس دار که دسته های آن با فاصله ای معین قرار گرفته و به تدریج به هم نزدیک می شوند تا در نقطه ای به یکدیگر متصل شوند و دو لبه قوس دار آن به بالای این مقطع اتصال یافته که در هنگام بسته بودن، ترکیب دایره ای به خود می گیرد. این وسیله در شماره های مختلف  وجود دارد که در معرق، از شماره 6 آن استفاده می شود. از این وسیله برای بیرون آوردن میخ از محلی که چوب ها را موقتاً به هم متصل کرده است استفاده می کنند.

خط کشی است فلزی به طول 50 سانتی متر که در انتها به یک فلز قطور صاف به طول 5/13 سانتی متر متصل شده که با خط کش تشکیل زاویه ی قائمه را می دهد.

گونیایی با خط کش چوبی به طول 100 سانتی متر وجود دارد که از آن برای صاف کردن لبه های ناصاف شیء معرق شده استفاده می شود.

  16- لیسه

قطعه فلزی است مستطیل شکل به صخامت یک میلی متر که قابلیت انعطاف بسیار دارد و برای جمع آوری براده ی چوب از سطح کار و همچنین پرداخت آن مورد استفاده قرار می گیرد.

17 - ماشین پرداخت

دستگاهی است به طول 45 سانتی متر که از سه قسمت: دسته، بدنه و صفحات پرداخت کننده تشکیل شده است.

الف – دسته:این قسمت خود دارای دو دسته است :

1- دسته ای به طول 18 سانتی متر که در انتهای بدنه قرار گرفته و سیم برق به آن متصل می شود محل قرار گرفتن دست راست است.

2- دسته ای به طول 12 سانتی متر که در طرف راست بالای بدنه قرار گرفته و محل قرار گرفتن دست چپ است. بر روی این دسته ها پوشش عایقی از جنس پلاستیک وجود دارد.

ب – بدنه : این قسمت از دستگاه به طول 28 سانتی متر است که 18 سانتی متر آن ترکیبی تقریباً استوانه ای  شکل دارد و موتور برقی در میان آن جای گرفته است. در قسمت بالای بدنه حجم نیمکره مانندی به قطر 10 سانتی متر قرار دارد که صفحات پرداخت کننده به وسیله پیچی که در مرکز نیمکره مسطح قرار دارد متصل می شود.

ج – صفحات پرداخت:صفحات پرداخت کننده در سه نوع متفاوت به کار برده می شود:

1- صفحه سنگ سمباده: صفحه ای دایره شکل به قطر 18 سانتی متر که میان آن دایره ای به قطر 2 سانتی متر خالی است که محل قرار دادن مهره ی پیچ متصل کننده به بدنه است. ضخامت این صفحه 2 سانتی متر است که شامل یک صفحه فلزی باریک و یک لایه ابر فشرده به ضخامت 5/1 سانتی متر است.

2- صفحه پوست بره ای: پوست بره ی دباغی شده دایره شکلی است به قطر 18 سانتی متر که کناره ای پارچه ای دارد. این صفحه بر روی صفحه سنگ سمباده قرار می گیرد و به وسیله یک بند، کناره پارچه ای را در زیر سنگ سمباده جمع کرده و محکم می کند.

3- صفحه پرداخت: صفحه ای است دایره شکل از جنس نمد و به قطر 18 و ضخامت 5/2 سانتی متر و دایره ای میان تهی به قطر 5/4 سانتی متر در مرکز آن قرار دارد که محل قرار گرفتن مهره پیچ متصل کننده به بدنه است. از این وسیله برای پرداختن اولیه شی معرق شده استفاده می کنند.

18 – مته دستی

وسیله ای است به طول 30 سانتی متر که شامل: سر مته، بدنه و دسته است:

الف – سرمته: ترکیب تقریباً بیضی شکلی ، به بلندی 5 سانتی متر دارد که میله ی مته در میان سوراخی که در یک طرف آن وجود دارد قرار می گیرد.

ب – بدنه:یک قطعه فلز مستطیل شکل  به طول 12 و عرض 2 سانتی متر است که چرخ دنده ای به قطر 8 سانتی متر به آن متصل است و به وسیله دسته کوچک چوبی که به اهرمی به طول 4 سانتی متر اتصال دارد به حرکت در می آید.

ج – دسته: در انتهای بدنه، دسته ای چوبی به طول 13 سانتی متر قرار دارد .

شیوه استفاده از این وسیله بدین ترتیب است که ابتدا سر مته را به طور عمودی بر روی کار قرار داده و به وسیله چرخانیدن دسته چرخ دنده مته را به حرکت درآورند تا محل مورد نظر را سوراخ کند.

19- مداد و متر

از مداد برای علامت گذاری و از متر برای اندازه گیری استفاده می شود.

  20- مغار لیسه تیز کن

سوهانی است سه پهلو که هر سه بـَر ِ آن تراش داده شده است و برای تیز کردن لبه های لیسه به کار می رود.

21 – میخ

در معرق سه نوع میخ مورد استفاده قرار می گیرد: سایه، سنجاقی و کبریتی.

الف – میخ سایه: بسیار ریز با نوک باریک به طول 8 میلی متر است و در مرحله ای که نقش های برده شده موقتا به سطح نصب می شوند مورد استفاده قرار می گیرد.

ب – میخ سنجاقی :میخی ریز به طول 12 میلی متر است که برای نصب مدل به سطح کار تخته ی  پشت کار چند سه لایی، استفاده می شود.

ج – میخ کبریتی: میخی بزرگتر از دو نوع قبل است و طول تقریبی آن 5 سانتی متر است که در کارهای جنبی مورد استفاده قرار می گیرد.

تاریخ پیدایش این هنر به درستی مشخص نیست؛ ولی از تطبیق آن با هنر کاشی کاری ، بدون شک رابطه این دو هنر را درمی یابیم. برای آشنایی با ریشه ی این هنر ، صحبت از تاریخ تکوین به میان می آید و به عنوان مقدمه می توان از گنبد سرخ مراغه که در زمان ایلخانیان ساخته شده است، یاد کرد؛ این گنبد نوع بسیار ساده ی کاشی کاری بدین سبک است.

کاشی کاری معرق در دوران مغول نیز به همین منوال بود و تداول آن در عصر صفوی به اوج شکوفایی خود رسید و آثار ارزنده ای در هنر کاشی کاری پدید آمد. این شکوفایی در زمان افاغنه و زندیه رو به افول نهاد. در دوران قاجاریه نیز کاشی کاری معرق، تقلیدی ناقص از آثار گذشتگان بود. تا این دوران نقشهایی که در کاشی کاری معرق به کار برده می شد نقش های اسلیمی بود. اما با سفر عده ای از هنرمندان به اروپا و گرایش آنان به هنر و فرهنگ اروپایی، تغییرات و دگرگونی های بسیاری در نقشهای کاشی کاری به عمل آمد و از آن پس طرح انسان و دیگر اشکال مانند اسلحه جنگی در هنر کاشی کاری دوران قاجاریه نمایان شد

[ دوشنبه 13 اردیبهشت‌ماه سال 1389 ] [ 08:10 ب.ظ ] [ شهرام کاظمی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

آمار سایت
تعداد بازدید ها: 34000